محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1545
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
بلور نصب شد - هم در اين سال چون بعد از معاودت عبد الصّمد خان افغان شاه محمود به اغواى بنياد خان هزاره و اويماقات جمشيدى پرداخت نواب حسنعلى ميرزاى شجاع السلطنه عزيمت هرات فرمود و به تربت حيدريّه متوجه شده ولايت باخرز و آن حدود را كه بنياد خان متصرّف بود مسخّر نمود و به امير قليج خان تيمورى سپرد و امير حسن خان طبسى و محمّد خان قرائى در اين سفر در ركاب شاهزاده معظم بودند و امير حسن خان شاهزاده را از گرفتن محمّد خان قرائى مانع بود از قضاياى اتفاقيه امير حسن خان طبسى اين ايام درگذشت و ملازمان نواب شاهزاده محمد خان را گرفته بند نهادند و به تربت حيدريّه رفتند برادران محمّد خان و مادرش از در اطاعت و ضراعت درآمده قلعهء تربت را به تصرّف ملازمان نواب شجاع السلطنه دادند و اين وقايع را به عرض آستان همايون رسانيده فرمان همايون صادر شد كه اگر نواب شاهزاده صلاح مىداند تربت را مجدّدا به محمّد خان واگذار كند . نواب شاهزاده چنين كردند يعنى محمّد خان را مخلّع و رها نموده به قلعهء او تشريف بردند و او نيز خدمتهاى شايان نمود و خواهر خود را در حبالهء نكاح شاهزاده درآورد . شاه محمود كه از اين وقايع مستحضر گرديد متوحّش و پشيمان شد و از اغوا و تحريك دست كشيده هدايا و پيشكشى براى نواب شجاع السلطنه فرستاده بنابراين شاهزادهء معظم به ارض اقدس آمدند و وكالت طبس حسب الوراثه به امير علينقى خان بن امير حسن خان تفويض شد - هم در اين سال چون نواب شاهزاده محمّد رضا ميرزا والى گيلان حسنظنّى به صوفيّهء سلسلهء نعمت اللّهى بهم رسانيده و جمعى تشبّه به اين طايفه جسته دور شاهزاده را گرفته بودند ، اين فقره به وجهى شنيع به عرض آستان همايون رسيد براى آنكه اين ازدحام مورث غايلهاى نگردد موكب خاقانى به شكار ولايت طارم انتهاض فرمود و حضرت مستطاب نايب السلطنه به حضور مبارك تشرّف جستند و پس از تفرّج و شكار مراجعت به تبريز نمودند و در قريهء لوشان نواب محمّد رضا ميرزا و اهالى گيلان حسب الامر شرفياب آستان پادشاهى گرديدند و بعضى سياست و تنبيه شده و جمع صوفيه به تفرقه مبدّل گشت به علاوه فاضل خان گروسى جارچى باشى را مأمور فرمودند كه به همدان رفته از حاجى محمّد جعفر قراگوزلو از مشاهير عرفا و آقا سيّد حسن همدانى كه او نيز از